العلامة المجلسي

656

حياة القلوب ( فارسي )

فرعون بدترين عذابها » « 1 » يعنى به آن جمعى كه بد أو را به فرعون گفتند كه ايشان را به ميخها بر زمين دوختند وگوشتهاى ايشان را به شانهء آهن ريزه ريزه كردند « 2 » . علي بن إبراهيم روايت كرده است كه : مؤمن آل فرعون ششصد سال ايمان خود را پنهان داشت ومبتلا بود ، وانگشتان أو از خوره افتاده بود ، وبه همان دستها بسوى ايشان اشاره مىكرد ومىگفت : اى قوم ! متابعت من كنيد تا هدايت كنم شما را به راه حق . پس خدا أو را حفظ كرد از مكر ايشان « 3 » . به سند صحيح از امام جعفر صادق عليه السّلام منقول است كه : بر أو غالب شدند وأو را پاره پاره كردند وليكن خدا حفظ نمود أو را از آنكه أو را از دين حق برگردانند « 4 » . وقطب راوندى روايت كرده است كه : فرعون دو نفر را به طلب خربيل « 5 » فرستاد كه أو را حاضر كنند ، أو را در ميان كوهها يافتند كه مشغول نماز بود ، ووحشيان صحرا در عقب أو جمع شده بودند ؛ چون اراده كردند أو را در اثناى نماز بگيرند ، حق تعالى امر فرمود يكى از آن وحشيان را كه در بزرگى مانند شترى بود تا حائل شد ميان آنها وخربيل ، ودفع كرد آنها را از أو تا از نماز فارغ شد . پس خربيل نظرش بر آنها افتاد ترسيد وعرض كرد : پروردگارا ! مرا أمان ده از شرّ فرعون ، بدرستى كه تو خداوند منى وبر تو توكل نمودم وبه تو ايمان آوردم وبسوى تو بازگشت كردم ، سؤال مىكنم از تو اى خداوند من كه اگر اين دو مرد به من ارادهء بدى بكنند پس مسلط كن بر ايشان فرعون را بزودى ، واگر ارادهء خير داشته باشند نسبت به من ، ايشان را هدايت كن . پس ايشان برگشتند خبر أو را به فرعون بگويند ، در اثناى راه يكى از ايشان گفت : من قصهء أو را از فرعون مخفى مىدارم وچه نفع مىرسد به ما كه أو كشته شود ؟

--> ( 1 ) . سورهء غافر : 45 . ( 2 ) . تفسير امام حسن عسكرى عليه السّلام 356 . ( 3 ) . تفسير قمى 2 / 257 . ( 4 ) . تفسير قمى 2 / 258 ؛ محاسن 1 / 345 . ( 5 ) . در مصدر : « حزبيل » است .